تبلیغات
:: موزیک داراب...گنجینه ای از برترین آهنگ های روز :: با سلام از اینکه از سایت ما بازدید می کنید خوشحالیم.درصورتی که علاقه مند به ثبت لینک در این وب هستیداز منوی سمت راست بخش"لینک ها..ارسال روزانه پیوند "آدرس لینک خودرا برای ما بفرستید،با نظرات خود مارادر بهتر شدن سایت یاری نمایید.//بادرج نام آهنگ مورد علاقه خود درقسمت نظرات ما آهنگ را برای دانلود در سایت قرار می دهیم. باتشکر موزیک داراب
:: موزیک داراب...گنجینه ای از برترین آهنگ های روز ::
موزیک داراب ،همایون نیکخواهی، رضا نیک فرجام،ایمان پرگر،ایمان افرنگان،جابرفرهادی،محمدرضاچوبین،یاسرشهاب الدینی

موسیقی پاپ در داراب پس از رضا نیک فرجام و همایون نیکخواهی مدتی است شاهد پدیده ای نو در این عرصه است که خیلی ها معتقدند استعداد خاصی در این حوزه دارد. او کمتر در جمع ها حاضر می شود و با توجه به استقبال فراوان از آثارش کمتر حاضر به حضور در کنسرت ها و برنامه های عمومی است. خیلی ها این را می گذارند پای غرور یاسر شهاب الدینی. اما هر کس که تنها یکبار با یاسر شهاب الدینی هم کلام شود و حرف هایش را بشنود.
بقیه را در ادامه ی مطلب بخوانید


به راحتی می فهمد که یاسر حرف هایی برای گفتن دارد و نه تنها چیزی از غرور نمی توان در وجودش یافت بلکه می شود خیلی راحت با یاسر رفیق شد. همین طور که ما در یک مصاحبه یک ساعته کلی با یاسر رفیق شدیم و حال کردیم. رویاهای او پا را از داراب فراتر برده و به چیزی بیش از داراب، استان و حتی گاهی کشور فکر می کند. راه درازی که هرچند همت زیادی می طلبد اما بی شک در ذات وجودی یاسر یافت می شود. گفت و گویی که در پی می خوانید نتیجه نشستی صمیمانه با یاسر است که می توان به عمق نگاه او پی برد.
پدر بزرگ یاسر سُرنا می زده و دایی های او نیز دستی بر نواختن ویولن و فلوت داشته اند. او در این رابطه می گوید: از بچگی به موسیقی علاقه داشتم تا جایی که بدون موسیقی نمی توانستم بخوابم. من از بچگی فهمیدم که می توانم بخوانم. دوران مدرسه هم زنگ های تفریح جای من و چندتا از دوستان در کلاس بود و همان جا برای دوستانم می خواندم. همان سالها فلوت هم می زدم. بعد شروع کردم به نواختن ویولن.
یاسر می گوید گیتار خریدنش هم ماجرایی دارد؛ چراکه ابتدا به اشتباه می خواسته به جای گیتار سه تار بخرد. یاسر بالاخره از شیراز گیتار خرید، اما گیتار خراب از آب درآمد برای همین سه مرحله به شیراز رفت تا توانست آن گیتاری را که می خواست و مدنظر داشت بخرد.
خاطرات خریدن گیتار یاسر که تمام شد یاسر از خواندن آواز گفت: سر کلاس درس گیتار وقتی همراه با ساز می خواندم استاد به من گفت تو چرا کاری برای صدایت نمی کنی. صدای تو می تواند بهتر از این چیزی باشد که الان هست. این را همان روز استاد گیتارم به من گفت. همین من را ترغیب به رفتن کلاس آواز در شیراز کرد. یاسر آواز را در آموزشگاه نکیسا نزد حسین میری آغاز می کند و در این خصوص معتقد است: یکی از دوستانم گیر داده بود که یاسر چرا نوحه نمی خوانی؟! اما من از میکروفن می ترسیدیم! همیشه در منزل دایی ام میکروفن بود اما من حتی از میکروفن خاموش هم می ترسیدم. بالاخره هر طوری بود دوستم من را مجبور کرد که بخوانم. نوحه که خواندم تازه اطرافیان من فهمیدند که من می توانم بخوانم. یادم هست وقتی می خواندم مادرم گریه می کرد. اما من کم می خواندم. همیشه دوست داشتم کارم را درست انجام دهم شاید همین باعث شد که من کمتر بخوانم. یاسر این روزها با مصطفی نصراللهی و محسن مرشد گیتاریست هنرمندانی همچون مرحوم ناصر عبداللهی و شادمهر عقیلی همکاری می کند. در این خصوص هم می گوید: شرایطی در داراب حاکم است که نمی توان در داراب کنسرت گذاشت. مساله اصلی هم نبود سالن است من نمی خواهم با امکانات اندک تمام شوم. دوستان خیلی اصرار دارند که در کنسرت های داراب شرکت کنم اما من تجربه تلخی دارم که من را از این کار باز می دارد. یاسر از تجربه تلخ اش چنین یاد می کند: روز پرستار در دانشگاه آزاد داراب به اصرار یکی از دوستان حضور پیدا کردم بعد از اتمام برنامه یک پاکت به من دادند. من آدم پولی نیستم اما تحمل برخی رفتارها سخت است من هرچه داشتم گذاشتم روی این کار و بعد ....
اگر قرار بود این طوری باشم من می توانستم در داراب در هر ماه یک آلبوم بیرون بدهم اما برای من این نوع کار کردن ارزشی ندارد به همین خاطر من هر سال چندتا تک آهنگ بیرون می دهم چراکه می خواهم بدانم چه کسی برای من ساز می زند و یا چه کسی کار من را تنظیم کرده است. از طرفی کار باید در یک استودیو خوب ضبط شود. یاسر از وجود دو اسپانسر جهت تولید آلبوم هایش هم خبر می دهد اما خیلی سریع می گوید متاسفانه مجوز ندادند. بحثمان که به ترانه کاهارهایش می رسد یاسر می خندد و می گوید: احساس می کردم که در ترانه هم استعداد دارم اما در این کار اصلاً جرات نداشتم تا اینکه کار اولم بیرون آمد. دیدم که بدون شعر نمی شود کار دوم را شروع کرد. کار، خیلی سختی شده بود؛ چراکه تعدادی هم آن روزها با من همکاری نمی کردند به همین خاطر از کار دوم به بعد سعی کردم ترانه ها را خودم بنویسم ولی دوستانم هم در این کار با من همکاری می کردند.
وقتی از نحوه ارایه کارهای یاسر سوال کردم یاسر خیلی صمیمانه می گوید: آره متاسفانه زیر زمینی! آلبوم حسرت رفت برای مجوز اما متاسفانه مجوز نگرفت حتی آلبوم، دو بار برای اخذ مجوز رفت ولی هیچ وقت نتوانستیم مجوز بگیریم. اما یازده کار ضبط شده ام تا آخر همین ماه وارد بازار می شود. یاسر از خاطره اش با ارشاد داراب هم سخن به میان می آورد و ادامه می دهد: یکبار برای یک موضوع به ارشاد رفتم، همان روز دعا کردم که خدا هیچ وقت نخواهد که من به آنجا بازگردم. یاسر می گوید: یکی از دوستان آلبومی بیرون داده بود که روی جلد کارش نوشته بود با تشکر از یاسر شهاب الدینی. به همین خاطر من را خواسته بودند. یاسر می گفت خیلی از برنامه ها من را دعوت کردند و من نرفتم شاید همین باعث برخی مشکلات شد. از او که می پرسم چرا هنرمندان عرصه موسیقی پاپ در داراب نمی توانند در خارج از داراب خودی نشان دهند می گوید: علت اول این است که خودشان نمی خواهند؛ به همین که آهنگشان در داراب پخش شود راضی و قانع هستند. دوم اینکه اصلاً همبستگی بین هنرمندان وجود ندارد. از رابطه ضعیف بین خوانندگان و ترانه سراها که سوال می کنم می گوید: در داراب حتی 2 نفر هم نمی توانند با هم همکاری کنند چه برسد به یک گروه که با هم در یک کار هنری همکاری داشته باشند. من الان دارم با آهنگسازان شیراز همکاری می کنم و تمام آهنگ های من شیراز تنظیم شده است. خیلی ها انتقاد می کنند چرا یاسر با بچه های داراب کار نمی کند. این ها باید به این فکر کنند من در داراب باید با چه کسی کار کنم؟! بعضی می گویند چرا ترانه های من را نمی خوانید؟! من خودم ترانه سرا نیستم اما می توانم کلام را با ملودی خودم هماهنگ کنم. شاید هم ترانه سراهای خوبی در داراب باشند اما من کسی را نمی شناسم. خیلی ها ترانه سرا هستند اما ترانه ای که بتوان با آن ملودی ساخت خیلی اندک است. حرف تازه ای ندارند و همه تکراری هستند.
یاسر در جواب ما که تا کنون به سراغ کدام ترانه سرا رفته ای پاسخ می دهد: با چند شاعر همکاری داشته ام، ولی تا حالا به طور کامل به سمت هیچ ترانه سرایی نرفته ام، همین طور به سمت آهنگساز هم نرفته ام، تنها با تنظیم کننده کار کرده ام، آن هم البته به اندازه جیب خودم. وقتی از این خواننده جوان داراب سوال می کنم که به نظرت نبود شعر و ترانه قوی در آثارت و همچنین نبود آهنگساز می تواند دلیل عدم پرش و جهش ات باشد او هم معتقد بودکه: ما در داراب خواننده های خوبی داریم اما همه به یک مشکل دچاریم و آن اینکه همکاری با ترانه سراهای معروف و آهنگسازان موفق هزینه بالایی دارد. از طرفی هم افراد معروف برایشان مهم است که چه کسی کارهایشان را اجرا می کند. یاسر از نگرفتن مجوز کارهایش حرف می زند و می گوید اگر آلبوم من مجوز می گرفت مشکلات من هم تمام می شد و می توانستم از آلبومم به عنوان رزومه کاری استفاده کنم. یاسر همچنین در خصوص عدم رابطه با ترانه سراهای موفق داراب می گوید: بیرون دادن آثار ضعیف موجب شده که شاعران هم اعتماد خود را به قشر ما از دست بدهند. او از آرزوهایش می گوید و ادامه می دهد: هنوز جرقه زندگی من زده نشده است اما احساس می کنم که آن روز خیلی نزدیک است. راه خودم را پیدا کرده ام، اما من باز هم توانایی های خودم را با جیبم می سنجم. هرچه که همه جوان ها دارند شاید من ندارم در صورتی که می توانستم داشته باشم. تمام تلاش خودم را گذاشته ام روی این کار و امیدوارم خدا دستم را بگیرد.
یاسر در خصوص شباهت صدایش با حبیب هم می گوید: من در دوران کودکی علاقه خاصی به صدای او داشتم ولی هیچ وقت سعی نکردم مثل او باشم و مثل او بخوانم. یکی از اساتیدم می گفت بدشانسی تو اینجاست که حبیب زودتر از تو به دنیا آمده است.
یاسر در خصوص میزان و نحوه پیشرفت خودش در آینده هم امیدوار است که: شاید خیلی راه وجود داشته باشد اما همیشه می خواستم جزو یکی از بهترین های نه تنها ایران بلکه دنیا باشم. کار ضعیف من را راضی نمی کند. اما آنقدر که جیبم توان داشته تا الان هزینه کرده ام الان هم منتظر مجوز گرفتن هستم. خیلی از مشکلات با اخذ مجوز حل می شود. من خودم دیگر خجالت می کشم به این و آن بگویم کارهای من را از کنار خیابان بخرید. کارهای من و خیلی های دیگر بیشتر از این ارزش دارد. یاسر در ادامه حرف ها می گوید: دوست داشتم ترانه های آقای محمدباقر ایزدآبادی را بخوانم اما تا حالا ممکن نشده است. امیدوارم که این اتفاق بیفتد. ماها که کارهایمان مجوز نگرفته است مثل آدم های بی شناسنامه می مانیم. نمی توانیم خوب خودمان را معرفی کنیم.
بحث موضوع کارها که پیش می آید یاسر می گوید: دیگر از عشق، خواندن هم خسته شده ام، خواندن اشعار عاشقانه من را راضی نمی کند. در آخر صحبت هایمان به خود یاسر که می رسیم در مورد خودش هم می گوید: من خوشحالم که مردم چهره من را نمی شناسند چرا که مردم انتظارات خاصی از هنرمندان و خوانندگان دارند. همیشه در زندگی سعی کردم که خودم باشم؛ یاسر شهاب الدینی. هیچ وقت دوست نداشتم مثلاً تیپ خاصی بزنم و یا کارهای عجیب و غریب بکنم.
آخر کلام هم که به کمرنگ بودنش در جامعه می رسیم می گوید: اینقدر در زندگی با آدم های بدجنس روبرو شده ام که از اجتماع می ترسم. گاهی فکر می کردم خیلی از افراد فرشته من خواهند بود، اما همان ها بیشتر آدم را عذاب می دهند. خیلی ها می گویند موسیقی را برای چه می خواهی؛ برای شهرت؟ پول؟ برای چه؟! می گویم: اگر موسیقی نبود من هم نبودم. من موزیک را برای زنده ماندن می خواهم نه برای زندگی کردن. البته این به آن معنی نیست که به زندگی امید ندارم بلکه موسیقی زندگی را برای من راحت کرده است.
از او که خواستم در پایان حرفی بزند گفت: من تا همین جایی که آمده ام تنها نیامده ام خانواده یک طرف و خیل دوستان هم به من کمک کرده اند تا بتوانم به چیزی که می خواهم نزدیک شوم.

دانلود:
حسرت
آسمون
دوباره
حیف شد

برای دانلود بر روی آهنگ مورد نظر کلیک راست کرده، Save as target را بزنید.

منبع: نشریه سرو داراب

منبع دانلود:edarab.ir




طبقه بندی: یاسر شهاب الدینی،
برچسب ها: یاسر شهاب الدینی، موزیک داراب،
ارسال در تاریخ پنجشنبه 18 خرداد 1391 توسط حمید -

ابزار وبلاگ

قالب وبلاگ